آيا مي دانيد انسانها در روز قيامت به چه صورتهايي محشور ميشوند؟رسول خدا(ص) فرمودند: همه مردم (غير اهل تقوا) در روز قيامت،برهنه محشور ميشوند و خداي تعالي ده گروه از امت من را در روز قيامت از صفوف مسلمانان جدا مي کند و قيافه هايشان را تغيير مي دهند. اين ده گروه عبارتند از: 1- سخن چينان (که به شکل ميمون در مي آيند.) 2- حرام خواران (که به شکل خوک در مي آيند.) 3- ربا خواران (وارانه وارد محشر ميشوند.) 4- حاکمان جو ر (کور به عرصه محشر مي آيند.) 5- افراد خودخواه و خود پسند (گنگ و کر محشور ميشوند.) 6- عالمان بي عمل (زبانشان را مي جوند و چرک از دهانشان بيرون مي آيد.) 7- آزار دهندگان همسايه (با دست و پاي بريده وارد ميشوند.) 8- آنهايي که دوبهم زني کرده اند (به شاخه اي از آتش آويزان مي شوند.) 9- شهوت پيشگان و کساني که خمس و زکات خود را نمي پردازند (با بويي بد تر از مردار وارد محشر ميشوند.) 10- تکبر کنندگان (لباسهاي آتشين بر آنها مي پوشانند.)
نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم خرداد 1393 توسط عرفان رونالدو

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 توسط عرفان رونالدو
تحولات مردان ایران در ۱۰۰ سال

 

 

اینم یه سری جوک بی معنی

 

به غضنفر مي گن با وطن جمله بساز. ميگه من رفتم حمام و تنم را شستم. مي گن نه!!با ط دسته دار. ميگه اتفاقا با طي دسته دار شستم

 

ازغضنفرميپرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد ميگه: رفته بود زيارت!!!

 

تو مراسم ختم پدر آقاي سرخوش بلندگو ميگه :مرحوم وصيت کرده ، سياه نپوشين .
غضنفر داد ميزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش مي پوشيم .

 

ابراز احساسات غضنفر به نامزدش.......

عزیزم....عروسک...ملوسک...مترسک...پدرسگ....ننه سگ.....توله سگ...ای ریدم به روح باباتآخه چی شد من یکدفعه عاشقت شدم...................نجاست......!!!

 

نام سال 92 لو رفت!!!!!

کارخرکی........تولیدالکی.......درامدچـــــــــــــــــــــوسکـــــی.

 

شکسپیر میگه یا به اندازه ارزویت تلاش کن یا به اندازه ی تلاشت ارزو کن
ترجمه:تو که نمیتونی غلط بکنی غلط میکنی غلط اضافه میکنی

 

من بچه بودم جوجه رنگیامو مینداختم تو حوض تا بهشون شنا یاد بدم ولی خوب انقدر تنبل بودن که ترجیح میدادن غرق بشن …

 

توصیه حیف نون به فرزندش: اگر به یکدیگر احترام بگذاری، یکدیگر نیز به تو احترام خواهد گذاشت!

 

اومدم یه آدم خیلی خوشتیپ رو بغل کنم ، خوردم به آیینه !

 

فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه …
حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه !

 

غضنفر داشته گریه می کرده, ازش می پرسن چرا گریه می کنی؟
میگه کاشکی به حرف بابام گوش می دادم....
می گن خوب حالا مگه چی گفته بود؟
می گه : نمیدونم.....گفتم که گوش ندادم

 

یکی از قوانین مهم زندگی اینه که هرچی می خوای نمیشه یا به سختی میشه؟!!
حالا اگه از چیزی بترسی،هیچی منتظر باش به زودی سرت میاد.
نه؟

 

جدیدترین اس ام اس غضنفر به نامزدش:
خورجینتم الاغ...

 

هموطنان حیف نونستان عازم اروپا:
هر شخص کرواتی داماد نیست لطفا با همه رو بوسی نکنید...

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 توسط عرفان رونالدو
جان هر کی دوس داری دست نده

 

 

اینا چقد نازن

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم بهمن 1391 توسط عرفان رونالدو
اغا من روز18دی امتحان پایان ترم داشتم.شب امتحان هم تا 5صبح بیدار موندم وخوندم اولین باری بود اینقدر درس میخوندم. ساعت 5 خوابیدم که 7برم دانشگاه اخه امتحانم 8 بود.چشتون روز بد نبینه صبح با صدای بابا بیدار شدم میگم ساعت چنده میگه 8. خودتون تصور کنید حالمو.زدم زیر گریه که چرا خواب موندم و من ترم اخرم دیگه رام نمیدن تا خود دانشگاه گریه میکردم داداشم با سرعت نور منو رسوند رفتم تو مراقب دم در نشسته بود منم با گریه خالی بستم که از شیراز اومدم و اتوبوس تو برف موند اونم گفت اشکال نداره شماره صندلیت چنده؟ باهم رفتیم ببینیم دیدم اسمم تو لیست نیست باز گریه کردم اومد کارتمو دید یه نیگا به کارت کرد یه نیگا به من یه نیگا به لیست گفت خانوم حالت خوبه؟ امروز 17. تو امتحانت فرداست برو برو خونتون بگیر بخواب ومن بعد از شنیدن حرفش به سرعت نور در رفتم تا اخر امتحانات هم از دستش متواری بودم. تا اخر امتحانات هم دیگه درس نخوندم همون روش من در اوردی بیتره.نمیدونم این بچه درس خونا چجوری زندگی میکنن والا

 

عزمم رو جمع کردم که واسه دکترا درس بخونم و داشتم اینجوری خودم رو قانع میکردم:
بشین درس بخون دکترا قبول بشی بعد میشینی 5 سال دوباره درس میخونی که دکترا بگیری و بعدشم اگر شانس بیاری یه جا تدریس می کنی و باز باید بخونی که درسا یادت بیاد سر کلاس ضایع نشی، همش که شد درس
خدایی اگر شاگرد مکانیکی رفته بودم الان اوستا شده بودم و حده اقل شارژ اینترنتم رو داشتم بدم
هر کی بخنده میکشمش ایییییییییی روزگار

 

اگر بخوایم جانب اننصاف رو رعایت کنیم باید بگم که شلوار یونیفرم مدرسه دخترانه تنها "شلوار پارچه" ایه که با "کتونی" و صد البته همه نوع کفش میاد...:D
یادششششش بخیر...:))))

 

من فسقلى كه بودم(حدودا ٣و ٤ ساله) وقتى مى رفتم توى اتوبوس از همون اول به همه سلام ميكردم !!!:|
تازه كسى هم جواب نميداد ميزدم زير گريه!!
خب چيه خنگ بودم!!:)

 

نشسته بودم پشت فرمون داشتم تو خیال خودم می روندم که یهو گروپ یه ماشین زد به عقب ماشینم. پیاده شدم دیدم دختره پشت فرمون رنگش مثل گچ سفید، زل زده به من. رفتم جلو با ترس و لرز شیشه رو داد پایین!
فکر می کنید چی گفت؟
- آقا تو رو خدا به بابام نگو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
oO
یعنی آی کیو در حد پرز قالی!

 

یه بار با بابام رفته بودیم یه جا کار داشتیم، من سردم شد اَ بابام سوییچ ماشینو گرفتم و پریدم تو ماشین.
یهو یه پارکبان اومد گفت خانوم یا پول بده یا کارت یا سوار شو برو وگرنه جریمت میکنم و اَ این چرت و پرتا
منم زنگ زدم به بابام ( کیف پولم همرام نبو) گفتم چی شده بعد گفت: من کار دارم نمیتونم بیام خودت یه کاریش بکن
منم به پارکبانه گفتم اینجوریه گفت پس سوار شو برو. منم گفتم: من هنو ۱۸ سالم نشده گواهینامه ندارم یارو گفت من نمیدونم به من مربوط نیس
منم لج کردم رفتم تو ماشین درو قفل کردم هندزفری هم تو گوشم نشستم تا بابا جونم بیاد
یارو اینقدر حرص خورد:-)

 

می دونی خر کیف یعنی چی یعنی اینکه امتحان دین زندگی3(نهایی) داشته باشی بعد به جای اینکه جمع بارم 20 باشه از 21.5 باشه هیچی دیگه بعد هم بگن به همه 1.5 رو میدن و با 10 قبول بشی.
ما که نداشتیم و خوش به حال 89 ها که این اتفاق براشون افتاد.

 

يه بار کارنامم رو خراب کرده بودم، به يه مرده تو خيابون قضيه رو گفتمکه بياد خودشو پدرم چا بزنه کارناممو بگيره،يارو قبول کرد رفتيم کارنامه رو گرفتيم،يهو جلو مديرو ناظم زاااااارت خوابوند تو گوشم که اين چه وضع درس خوندنه؟!
منم زارت يه دونه زدم بهش گفتم به تو چه
ناظم گرخيده بود گفت اينا ديگه کين؟يارو کمربندشو در اورد افتاد دنبالم تو حياط مدرسه...خلاصه ديگه از اون به بعد کارناممو ميدادن به خودم...

 

سلام این اولین ارساله منه
کلی ذوق کردم
یه روز رفته بودم خونه بابابزرگم و مامان بزرگم
اسمه بابا بزرگم مجیده
یهو مامان بزرگم گفت مجید برو یه نوشابه بخر
حالا سوتی بابابزرگمو:مشکی بخرم یا سیاه؟!!!!!!!
ننه بزرگ ما: یه مشکی بخر یه سیاه !!!!!!!
رفتم بهشون گفتم تا نیم ساعت داشتن میگفتن به کسی نگو منم نامردی نکردم اومدم گذاشتم تو وبم

 

دارم با نوه خاله مامانم صحبت میکنم (یه پسربچه دهه هشتادی) بهش میگم می خوای چه کاره شی؟میگه بزرگ شم برم دانشگاه بعد عروس شم!
من O-0
عروس :((((
داماد :|||
ودیگر زوج های جوان :0

 

با دوستم رفتم مغازه روسري فروشي شلووووغ هي ميگم آغا اون روسريه چند ولي محل نميذاشت كه منم جوش آوردم گفتم به درك
رو كردم طرف دوستم: گمشو بريم D:
بيچاره اولش كلي تو شوك بود بعدشم با هم آسفالتاي كف خيابونو نوش جان كرديم
چيه؟خب آدمو اسبي ميكنن

 

من نمیدونم چرا وقتی داداشم به بابام میگه بابا یکم پول بده بابام یه جوری قربون صدقش میره و پولو تقدیمش میکنه که انگار بهش گفته بابا یکم بخاریو زیاد کن.ولی من وقتی میگم بابا"1000 تومن" بده من برم بیرون بیام،با یه سری حرفا ثبات شخصیتیم از بین میره.
ینی واقعا سر راهیم؟
اخه چرااااااااااااااااااااااااااااااااااا:"((((((

 

اخرین امتحان ما تاریخ ادبیات بود
این تاریخ ادبیات دوم وامونده خیلی سخته
خلاصه خوندم و رفتم سر جلسه
برگه ها رو دادن
اسممو نوشتم
با ارامش رفتم سراغ سوالا که ...........
یا ابوالفضل !!!
اینا چیه ؟؟؟
3 صفحه بود منم هیچکدومو بلد نبودم
یه نگاه به کلاس انداختم دیدم همه چشماشون چسبیده به برگه و در استانه کردنن!
یه نگاه ه بالای برگه کردم دیدم نوشته سوم انسانی !!!!
ای خدااااااااا
فوری گفتم خانووووووم این ماله سومه نه دوم
و همه رو از مرگ حتمی نجات دادم
خلاصه بعد از نیم ساعت برگه های اصلی رو دادن
اره ما یه همچین مدرسه ی گیجی داریم !!

 

پسر بچه ی همسایمونو که 3-4 سال داشت مامانش اورد تا چن ساعتی نگه داریم!یکم باهاش بازی کردم بعد بالش گذاشتم رو پام تا بخوابه!شروع کردم به خوندن عروسک قشنگه من قرمز پوشیده...(منم عاشق خوندن اپرا و اواز!)به قسمت اینجای شعر:تو رختخواب مخمل آبی خوابیده رسیدم اونقدر داد زدمو تو فاز خودم بودم که وقتی چشامو وا کردم دیدم نفس بچه لابا نمیاد گوله گوله اشک میریزه قرمز شده!!!
مردم ساکتش کردما!!!اصن یه وضی!

 

عاقا ما يه فاميل داريم چاقه.مادرش تصميم ميگيره برا اينكه لاغر شه بفرستتش ورزش حالا چي كاراته!هيچي ديگه بعد از كلي خريد لباس و فلان و بسار اين ميره باشگاه.عاقا مربيم نامردي نكرده همون اول گفته بيا مبارزه با كي يه كمربند مشكي!(احتمالا ميخواسته آب بنديش كنه)اينم ميره يه دو تا حركت ميزنه يه دفه حريفش يه لگد ميزنه تو شكمش اينم يه جوري ول ميده كه كمربند مشكيه ناك اوت ميشه.حالا شما فرض كنيد تو لحظه چند نفر از هم باشگاهياش از خنده چاه نفت حفر كردن
آخه فاميل گل من مي خواي كاراته غذا نخور قبلش يا حداقل يه دس به آب برو تا ضايع نشي

 

پسر عموی بابام داشت ادرس خونه ی عمم اینارومیپرسید میخواستم بگم سرکوچشون مغازه یادکونه گیر کردم گفتم سردکونشون مغازست هان چرامیخند اصنم سوتی نبود اشتباه لپی بود

 

هر چي پياز تو عالمه تو حلقم اگه دروغ بگم...آغا سال آخريه (پيش دانشگاهي)با بچه ها رسممون بود هركي آخرين نفر مياد كل بكشه آغا نوبت منا شد با لگد زدم تو در و با جيغ و كل اومدم تو...واي واي واي خدا نصيب نكنه ديدم آقاي رئيسي دبير شيميمون كه انهووو برج زهرمار زودتر اومده داخل كلاسه...آغا هيچي ديگه فقط تو چشام نيگاه كردو گفت در تمام طول تدريسم همچين حركت وقيحانه اي نديده بودم...خخخخخخخخخ
آغا گذشت اون زمون اما انقده دلم ميخواست بش بگم لفظ قلم حرف زدنت تو حلقم رفتار وقيحانم تو حلقت اما نشد ديگه........

 

يه روز تو مدرسه ، كف كلاس ، صابونى كرديم كه اگه معلم اومد ليز بخوره بيفته زمين ، يهو ديديم يكبس درو مى زنه . نفسا حبس ، شتلق. نگو سرايدار مدرسه بوده داشته شير مي اورده. تمام شيرا روش ريخته بود ، خلاصه حدود يك ماه كل مدرسه رو ما تميز مى كرديم '. حالا أون لأيك بكوب بزار خسته گيمون رفع شه &&&&&&

 

با دوس دخـدرم رفته بودم پارک بعد دیدم بابام داره زنگ میزنه ...
با صدای خوابالود گفتم : بلــــــــــــــــــــه ...
گفت : سلام بابا کجایی ...
با خمیازه گفتم : خونه خوابم چطور ...
گفت : هیچی داشتم رَد میشدم دیدم یه ماشین دقیقا مثل ماشین تو بغل پارک گذاشته بود نگران شدم ...
عاخه از گلگیر تا در عقبو زده بودن ...
من گفتم نه بابا من خونه خوابم بای ...
منو میگی رنگم پرید ! سریع دست طرفو گرفتم دویدم سمت ماشین ...
همین که رسیدم دیدم بابام وایساده ...
هیچی دیگه معرفی کردم : بابا نازی ، نازی بابام
الانم متواریم ...
کسی جایی واسه خواب داره :| !!

 

عاقا رفتیم خاستگاری؛ سکوت همه جارو فرا گرفته بود؛ ییــــــــــهو مامانم با یه حرکت انتحاری جفت پا اومد تو افکار همه و پرسید ببخشید دختر خانمتون متولد چه سالی هستن؟!!!!!!!!!!!!!!!
بعد گوشیشو درآورد و بعد از چند دیقه حساب کتاب، برگشت گفت ببخشید مزاحم شدیم ما میریم یه دوری بزنیم و برگردیم :|||||
کل جمع دکمه بودیم تو اون لحظه، رفتیم بیرون مگم پس این دیگه چجورشه مادر من؟!!
خعــلی شیک و مجلسی برگشت گفت دختره متولد سال موشه بدرد نمیخوره، یه دختر برات پیدا میکنم متولد سال خوک باشه یا حداقل سال گاو یا مرغ!!!!!!!من O.o
بابام O.o
مامانم :))
خوانواده دختره :((((((
صور فلکی :|||||||||||||||||||
خوک :)))))))))))
گاو :))))))))
مرغ :))))))
موش :(((

 

تومدرسه یه زنگ معلم نداشتیم رفتیم توپ بگیریم مدیرنداد,ماهم گفتیم اشکال نداره خودمون یه جوراب دیدیم ورداشتیم توپش کردیم و بشوت:))بعدچنددقه دیدم معلمه یه کلاس دیگه عصبانی داره میادگف بچه های چهارم حیوانی(انسانی!) واسه چی جورابای منوورداشتین???
نگواین جوراب معلم بوده طرف رفته دسشویی اینارواونجاگذاشته
خوب مث بچه ادم.توپ بدین که ازاین کارانکنیم والاااا

 

تماممممممممممممممممممممممممممممممممممم       شددددددددددددددددددددددددد


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم بهمن 1391 توسط عرفان رونالدو
برید ادامه..............

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم دی 1391 توسط عرفان رونالدو
برید ادامه...

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم دی 1391 توسط عرفان رونالدو
برید ادامه.....

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم دی 1391 توسط عرفان رونالدو
برید ادامه مطلب...

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم دی 1391 توسط عرفان رونالدو
تو رو خدا برا مسی دعا کنید اون مریضه .... برید ادامه عکسشو ببینید....

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم دی 1391 توسط عرفان رونالدو
    

اسلایدر